خرید بک لینک
روزها سریع تر از همیشه می آیند و می روند و من بی آنکه بدانم چه قرار است روی دهند تند و تند با اتفاقات کوچک و بزرگ مواجه می شوم... حتی فرصتی برای پیش بینی هم ندارم! مواجه ناگهانی با آنچه که انتظارش را نداری هم تجربه بدی نیست. . . پ ن: پست قبل حذف شد.

برچسب: نویسنده: حامد حسینیان تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:18

کلافه ام... از تکرار بعضی حرفا... از بعضی قول های بدون عمل... از تغییری که هیچ وقت رخ نمیده! دیگه امیدی به تغییر بعضی رفتار ها ندارم... باید بپذیرمشون، هر چند که خیلی عذابم میده... از همه آدم های این فضای مجازی متنفرم دلم میخواد همه شون رو با دستای خ

برچسب: نویسنده: حامد حسینیان تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:18

داشتم متن های قبل را میخواندم از خدا طلب شفا کرده بودم برای ذهنم ک بیمار است بهتر است دیگر از فعل گذشته استفاده کنم "ذهنی ک بیمار بود" درست است تا بهبودی هنوز راه مانده اما همین ک خدا راهکاری نشانم داد تا با پیاده کردن آن به جنگ بیماری برم یعنی "شفا"

برچسب: نویسنده: حامد حسینیان تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:18

دوباره کابوس های تکراری شروع شد

وقت و بی وقت

یکی شان همین اول صبح بعد از نماز

خدا بخیر کند.

.

.

پ ن: واقعا دیگه خسته شدم!

نوشته شده در شنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۷ساعت 8:15 توسط گل انار|

برچسب: نویسنده: حامد حسینیان تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:18

چقدر خوب است هر سری که به اینجا سر می زنم هیچ کامنت و نظری برای خواندن نیست! خسته شدم از اینکه همه، همه چیز را فهمیدند و درباره همه چیز اظهار نظر کردند این خاصیت فضای مجازی است که انسان را به علنی نوشتن حریص می کند اما اینجا همین که هیچ کس حرف هایت ر

برچسب: نویسنده: حامد حسینیان تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:18

بعضی اتفاقات را اصلا نباید ثبت کرد، حتی با مدادی کم رنگ روی برگی از درخت... بعضی اتفاقات باید کنج ذهن بمانند تا شاید روزگاری این ذهن فرسوده از به یاد آوردن شان عاجز شود و ما از شرّشان خلاص تنها دسته از وقایع را باید ثبت کرد که حالمان از مرورشان خوب م

برچسب: نویسنده: حامد حسینیان تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:18

صفحه بندی